او رساله‌اي به زبان عبري درباره‌ٴ تب ثلاثه (سه روزه‌) نوشت‌، تحت عنوان جبرئيل كه با اين‌ عبارت آغاز مي‌شود: ((جبرئيل گويد. بايد ذكري بكنم از آنچه گوردون1 درباره‌ٴ تب نيمه‌ثلث‌ نوشته است‌.)) شامل نسخه‌هاي پزشكي زيادي است و در پايان 92 دستور درباره‌ٴ خون گرفتن‌ آمده است‌.
او از جدول‌هاي پزشكي آرنولد ويلانووايي ترجمه‌ٴ آزادي به عبري كرد. اين ترجمه تحت‌ عنوان آشنايي با آرنولد در سال 1343 در اوزه (استان گار) انجام گرفت‌. ولي به عقيده‌ٴ گروس اين‌ ترجمه به قلم شخصي به‌نام گابريل دو ميلو در سال 1585 (؟) انجام گرفته است‌. موضوع محتاج‌ تحقيق است‌. براساس رساله‌ٴ عبري فوق‌الذكر حزقياي ميلويي به آساني با گابريل ميلويي قابل‌ اشتباه است‌.

اسـحـاق بـن يهـودا لاطـس‌

پزشك يهودي اهل جنوب فرانسه (برآمدنش سال 1303).
لقب لاطس از لات ميان بزيه و پواتيه مشتق شده است‌. بسياري از علماي يهودي جنوب‌ فرانسه در آنجا زاده شدند. قبلاً به دو تن از آنان برخورده‌ايم و در مجلد بعدي (چهاردهم ـ 2) نيز از اسحاق بن يعقوب‌، نوه‌ٴ اين اسحاق سخن خواهيم گفت‌.
اسحاق به‌عنوان طبيب در سال 1303 در پرپينيان (روسيو) اقامت گزيد. بخشي از اوقات‌ خود را صرف مطالعات تلمودي و علمي كرد؛ به‌ويژه به نجوم علاقه داشت‌، احتمالاً به دلايل‌ اخترگويي‌. او براي معالجه از طلسمات استفاده كرد، به‌ويژه از سنگي كه بر رويش شيري نقش‌ شده بود. اعتبار اين‌چنين كاري موجب كشمكش ميان سليمان بن ادرت بارسلوني (سيزدهم ـ 2) و اباماري بن موسي لونل شد، كه هردو افرادي محافظه‌كار بودند. اسحاق به‌عنوان يك دانشمند و مدافع علم در ميان يهوديان معرفي مي‌شد، ولي از تعويذ وطلسمي كه به‌كار مي‌برد و از اين‌ واقعيت كه مورد مخالفت هردو جبهه‌، يعني خردگرايان و مخالفانشان يا هواداران و مخالفان ابن‌ ميمون قرار گرفت‌، پيداست كه آموزش‌هايش در اين زمينه مشوب بود.
گفته مي‌شود او تفسيرهايي بر تلمود و آثاري در نجوم نوشته‌، ولي چيزي از آنها به‌دست ما نرسيده است و او در اينجا به‌عنوان مثال بارز مشكلات فكري آن روزگار ذكر مي‌شود.

ابـراهيـم بـن داود كَسـلَري‌

پزشك يهودي جنوب فرانسه‌، از خانواده‌ٴ كاسلاري منسوب به جايي به‌نام كايلار در استان هرو،


1. به احتمال زياد منظور برنار گوردوني است‌.